خانه / موضوعات / تاریخ / روش امام طبری در تاریخ نگاری (۱)
روش امام طبری در تاریخ نگاری

روش امام طبری در تاریخ نگاری (۱)

دکتر محمد امحزون/ ترجمه: شیخ عادل حیدری

امام طبری رحمه الله زندگی علمی خویش را با گام نهادن در مسیر تحصیل علم حدیث آغاز نمود به همین دلیل طبیعی بود که در سبک تاریخ نگاری منهج محدثین را در پیش گیرد بدینصورت که روایتهای تاریخی را جمع آوری نموده و آنها را با سند به گوینده اش نسبت دهد مانند شیخی که از او دانش فرا گرفته است یا انسان معتمدی که در واقعه شرکت داشته ویا نسبت بدان از آگاهی لازم برخوردار باشد ویا اینکه آنرا از طریق کتابی معتبر با سند و نیز شنیدن ویا خواندن آن در نزد استادی همراه با اجازه نقل آن، وبدین منوال در بیشتر روایتهای خویش به منهج محدثین در اهتمام ورزیدن به نسبت قول به گوینده پایبند می باشد.

خودش پیرامون این موضوع می گوید: کسی که به کتاب ما نظر می افکند بایستی بداند که تکیه من در آنچه در این کتاب ذکر نموده ام بر اخباری است که آنها را بیاد دارم و یا آثاری که آنها را به گوینده شان نسبت داده ام بدون اینکه بدلائل عقلانی واستنباط های فکری نظری بیفکنم مگر در مواضعی بسیار نادر و اندک) و اینگونه امام طبری رحمه الله حرص خویش بر نسبت قول به گوینده را بیان می کند و اینکه به هیچ وجه به دلائل عقلی و استنباطهای فکری اجازه دخالت در تفسیر وقائع تاریخی و نگارش آن نخواهد داد و این خود بیانگر حرص امام طبری رحمه الله در بیان هر آنچه شنیده است از جهات متعدد می باشد و پس از آن تحقیق وپژوهش و بررسی و قبول و رد را واگذار نموده است به کسی که خود خواهان تحقیق باشد.

از آنجایی که تاریخ صدر اسلام وخصوصا دوران فتنه از حساسیت ویژه ای به نسبت ادوار دیگر تاریخ برخوردار است به دلیل روایتهای فراوانی که نقل بیشتر آنها بر اساس احساسات حاکم در دوران و یا وابستگی های سیاسی و تعدد اندیشه ها بوده و نیز درآمیزی روایات با عواملی چون فراموشی و گرایش ها و دگر اندیشی ها، به سختی می توان حکم به صحت روایتها نمود ، زیرا این امر مستلزم اظهار نظر کردن و حکم نمودن پیرامون مسئله ای است که گشایش آن بس دشوار می نماید.

به همین دلیل امام طبری رحمه الله دیدگاه های متفاوت پیرامون راویان ومصدر روایت را ذکر می کند با پایبندی به شیوه تاریخ نگاری خویش یعنی جمع اصول و تدوین آن در قالب روایت و مسئولیت روایت را به رجال سند و کسانی که آنرا روایت کرده اند واگذار می کند و خود این مسئله را در کتابش تبیین می نماید آنجایی که می فرماید: (اخبار و آثاری که در این کتاب وجود دارد خبرهایی است که ما از گذشتگان شنیده ایم و چه بسا خواننده کتاب آنها را انکار کند و زشت وقبیح بداند زیرا که وجهی از صحت و هیچ معنایی در حقیقت در آن مشاهده نمی نماید ، اما بایستی دانست که این مسئله از جانب ما نیست بلکه از جانب کسانی است که این خبرها را به ما رسانده اند و ما آنچه را شنیده بودیم همانگونه نقل نموده ایم)

یکی از شیوه هایی که امام طبری در تاریخ نگاری به آن اهمیت داده است پرهیز از دخالت دادن سلیقه شخصی در کتابش می باشد لهذا دیدگاههای متفاوت را بدون هیچگونه تعصبی بیان می نماید و چنانچه خودش نظری داشته باشد آنرا در اختیار نمودن روایات و یا بعبارتی دیگر گرفتن برخی از روایتها و ترک دیگر روایتها اعمال می کند بدون اینکه در قضایایی که بیان می کند حکم قاطعی صادر کرده باشد و حتی روایتی را بر روایت دیگر ترجیح نمی دهد مگر در مواردی بسیار اندک و نادر.

التزام و تمسک امام طبری به این منهج او را واداشت که روایتهای مختلف پیرامون حادثه و خبری را که به او رسیده نقل کند و بهنگام تقابل روایات چنین می گوید: (پیرامون این مسئله اختلاف وجود دارد ) سپس روایتهای مختلف را از راویانش ذکر می کند مثلا می گوید: بعضی چنین گفته اند و بعضی چنان گفته اند ، هشام کلبی چنین می گوید . ویا مثلا می گوید: از فلانی نقل شده که چنین سخنی گفته است ، و یا فلانی سخنی گفت و دیگران چنین گفتند.

اما نقد ومقابله پیرامون روایتهایی که در مورد سالها می باشد من جمله سالهای وفات، جنگ ها، تعیین استانداران و امرای اقلیم و امرای حج به وضوح در منهج امام طبری آشکار می باشد مثلا چنین می گوید: در فلان سال و فلان روز ابوالعباس در منطقه جدری وفات یافت ، و هشام کلبی می گوید : در فلان روز وفات یافته است (و روزی دیگر را ذکر می کند) و یا مثلا می گوید: بعضی چنین می گویند و بعضی چنان می گویند، واقدی چنین گفته است، و نیز می گوید: فلان جنگ در فلان سال رخ داده است اما واقدی می گوید :که این جنگ در سالی دیگر یعنی سال فلان به وقوع پیوسته است.

و اینچنین اگر پیرامون یک مسئله روایتهای متعددی وجود داشت امام طبری معتقد بود بایستی تمام آنها را ذکر نمود تا ادای دین کرده باشد که در این راستا نهایت تلاش خویش را در جمع آوری روایتهای مختلف در مورد تاريخ طبریمسئله می نماید و انگاه که به روایتی طولانی می رسد گاهی اوقات آنرا قطع می کند تا موضع خلاف پیرامون مسئله را بیان نماید ( نگا: ۴/ ۴۶۶،۴۶۸،۴۶۹) و هنگامی که از آن فارغ شد به متن روایت باز می گردد و سخنی می گوید که بیانگر بازگشت وی به مسئله گذشته واز سر گرفتن مجدد آن می باشد مثلا می گوید : سخن را باز می گردانیم به مسئله سابق وحدیث…( نگا: ۴/۴۷۰)

مسئله ای که باید بدان توجه کرد این است که این شیوه ای که امام طبری در تاریخ نگاری بکار می برد سبب گیج شدن خواننده و در آمیختن موضوعات در نزد وی می شود که در بسیاری از موارد سبب می شود خواننده موضوع اصلی را فراموش کند زیرا در میدان تک موضوعی بودن حادثه تاریخی با چالش مواجه می شود . و شایسته و سزاوار بود که امام روایتها را یکی پس از دیگری بصورت کامل از ابتدا تا انتهای آن ذکر می نمود تا بدینصورت در ذهن خواننده تصویر واقعه با توجه به جهات مختلف به خوبی نقش بندد و خود بتواند با موازنه میان دیدگاههای مختلف و مقایسه آنها با دیدی مثبت به موضوع بنگرد.

امام طبری رحمه الله در ترتیب تاریخ خود تسلسل حوادث را در نظر می گیرد و وقائع را بر اساس وقوع سالی پس از سال دیگر ذکر می کند مثلا از هجرت تا پایان سال ۲۰۲ هـ ـ ( ۹۱۴ م ) و در هر سال حوادثی را که در آن رخ داده و شایان ذکر است را بیان می دارد.

و حجم پرداختن به سالها بنابر کثرت و یا اندک بودن حوادث و اهمیت اخبار و یا رسیدها به وی تفاوت می کند و بر این اساس حجم صفحات پرداختی به سالها را کوتاه و یا طولانی می نماید ، مثلا در مورد بعضی از سالها به چند سطر اکتفا می کند( مثلا سال ۲۵) و بعضی از سالها یک و یا دو صفحه ( ۴۸ و ۲۹ ) و برخی از سالها حجم آنها از صد صفحه نیز می گذرد (۳۶ و ۳۵) و اگر حادثه ای طولانی مدت باشد آنرا به چند دسته تقسیم نموده و بر اساس سالیانی که حادثه را در بر می گرفته آنرا بیان می دارد.

اما شیوه ی امام در نقل حوادث هر سال به یک منوال نیست چنانچه گاهی اوقات یک حادثه تاریخی را بیان می دارد سپس به تفصیلات و روایات وارده در آن می پردازد ( ۴\ ۴۴۲) و گاهی تعدادی از حوادث واقعه در سالی را ذکر می کند سپس به تفصیلات برخی از آنها می پردازد ( ۴\۳۱۷) و نیز گاهی به ذکر حوادث به وقوع پیوسته در سال در چند سطر بسنده می کند. و در پایان هرسال تعدادی از شخصیت های مشهوری که در آن سال دار فانی را وداع گفته اند را نام می برد ، اما این شیوه در کتاب شایع نیست بلکه آنچه که معمولا امام آنرا در پایان هر سال ذکر می کند اسامی بکار گماردگان سرزمینها یا امرای حج و یا هر دوی آنها در آن سال می باشد ، و در سالهایی که نبردهایی را درپی داشته است به ذکر اخبار و احوال مجاهدین می پردازد کما اینکه به زمستانها و تابستانها و قلعه ها و شهرهایی که مسلمانان فتح نموده اند اشاره می کند.

به نسبت اخباری که ارتباطی به زمان خاصی نداشته باشند مثلا زندگی نامه ها امام رحمه الله زندگی هر خلیفه را پس از ذکر وفاتش بیان می دارد و پس از اینکه حوادث عصرش را بر اساس تسلسل زمانی بیان می کند آنرا با عرض زندگی نامه وی بدون مقید شدن به زمان خاتمه می بخشد.

چیزی که شایان ذکر است این است که امام طبری رحمه الله به شیوه ذکر سالیان در کل کتاب خویش مقید نبوده بلکه در حوادث خاص به تاریخ اسلام بدان توجه می کند.

اما در بخش چهارم – از پیدایش آدم تا هجرت رسول الله صلی الله علیه وسلم- منهجی دیگر را در پرداختن به حوادث در پی می گیرد و آنها را بر اساس سالی پس از دیگری ذکر نمی کند بلکه شیوه ای را در پیش می گیرد که اکثر مؤرخین قدماء در ذکر پیدایش خلق سپس ذکر انبیاء و پس از آن حوادثی که در روزگارانشان رخ داده و پادشاهانی که در عصرشان می زیسته اند و اخبارشان بدان می پردازند، وهمچنین امتهای هم عصر با آنان و امتهایی که پس از آنان پا به عرصه نهادند تا ظهور اسلام و بعثت رسول الله صلی الله علیه و سلم.

بسیار اتفاق می افتد که امام طبری برای توثیق حوادث ویا تشویق بدان نصوص تاریخی بر گرفته از نامه ها، خطبه ها،گفتگوها و بویژه شعر را در تاریخش ذکر می کند همچنان تلاش می نماید نصوصی را که روایت می کند بدون هیچگونه تغییری بیان دارد به همین سبب مشاهده می شود بسیاری از اصطلاحات و الفاظ غیر عربی در کتاب همچنان بر جای خود مانده اند(۲/۵۱،۵۴،۶۲).

درباره ی عادل حیدری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Captcha loading...