خانه / موضوعات / مطالعات اسلامی / عقلانیت در اندیشه اسلامی
عقلانیت در اندیشه اسلامی

عقلانیت در اندیشه اسلامی

مستشرقین افتراءات شدیدی را بر اسلام می بندند و چنین شایع کرده اند که قرآن مخالف تعقل، تفکر، نظر و اندیشیدن است و سنت، انسان را ملزم به پیروی از نص بدون عقل می کند. آیا ممکن است که کلام خدا – قرآن- را فهمیده و معانی آن را بدون به کار بردن عقلمان بفهمیم؟ آیا می توانیم از نصی پیروی کنیم بدون اینکه نسبت به آن تعقل و تفکر کرده باشیم؟

حقا که اسلام برای آزادی فکر انسان از بندگی جهالت و آزاد کردن عقل از قید و بندهایش آمده تا انسان را از ظلمات جهل و نادانی به سوی نور بصیرت و اندیشیدن رهنمون سازد. دکتر سلیمان دنیا در کتاب (التفکیر الفلسفی فی الإسلام) چنین می آورد:

«اگر انسان قرآن را بخواند و قلم و کاغدی به دست گیرد تا تعداد دفعاتی را که در قرآن بحث عقل آمده بشمارد، خواهد دید که چقدر قرآن به بحث و جایگاه عقل اهمیت داده و آنگاه دیگر بحث تعارض قرآن با عقل به ذهنش خطور نخواهد کرد.»[۱]

وقتی تعداد دفعاتی را که لفظ عقل و تعقلون و مشتقات آن را در قرآن شمردم دیدم که در ۴۹ جا این الفاظ آمده اند و لفظ فکر و مشتقاتش هم در ۱۸ جای قرآن ذکر شده است که در همه این آیات امر به تفکر و تعقل شده است. [۲] مانند آیات: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»[یوسف/۲] . «قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» [حدید/۱۷] . «تِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»[حشر/۲۱] . «كَذَلِكَ يُبيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ »[بقره/۲۶۶] .

این آیات و آیات زیاد دیگری، بر حریص بودن اسلام بر اینکه انسان خودش را به عقل آراسته نماید و ملزم به تفکر باشد تا حق برایش تبیین شود، دلالت می نمایند. کلام قرآن دعوت صریح و شفافی است برای عقل، که با تعقل در قرآن و الفاظش تفکر و تدبر نماید و لفظ (آیه) که سوره های قرآن از آن تشکیل شده اند، خود به معنای حجت و برهان است، آیا ممکن است با این حال باز گفته شود که قرآن از تفکر و تعقل نهی می کند؟ خداوند می فرماید: «أَوَلَمْ يَنظُرُواْ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ» [ اعراف/۱۸۵] . «فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ»[طارق/۵]. «فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ»[بقره/۲۵۹]. «وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ» [ذاریات/۲۱]. «فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعَامُهُمْ وَأَنفُسُهُمْ أَفَلَا يُبْصِرُونَ»[سجده/۲۷].

آیات قرآن اینگونه انسان را امر به اندیشه و تفکر می نماید تا با تفکر کردن سالم بماند و تعقل به عنوان ضرورتی برای بشریت گردد.

عقلانیت در اندیشه اسلامی
به این خاطر خداوند کسانی را که تفکر و تعقل نمی نمایند ذم می کند و آنها را جاهل و غافل خطاب می کند و با زشت ترین صفات آنها را وصف می نماید. «وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ»[یونس/۱۰۰].

در جایی دیگر خداوند حال کافران معاند با قرآن را بیان می کند، کافرانی که به عقل پناه می برند اما هیچ گاه بر عقل سلیم حکم نمی کنند. پس سهمشان جهنم خواهد بود. «وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ* فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ»[ملک/۱۱-۱۰]. «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ» [انفال/۲۲].

بله، این آیات قرآن کریم – کتاب مقدس مسلمانان- است که انسان ها را به عقلانیت و آزاد اندیشی می خواند و کسانی را که تعقل ندارند، مورد نکوهش قرار می دهد، پس با این وجود، مجال هیچ گونه افترایی در حق اسلام باقی نمی ماند. اسلامی که کلیه قیود بندگی و جهالت را پاره می نماید و تقلیدهای کورکورانه از عرف آباء و اجدادشان خرده گرفته و آنها را به استدلال فکری و باز اندیشی در دین و دینداری فرا می خواند. حتی اسلام تفکر را فریضه ای اسلامی قرار داده که ایمان انسان بر آن استوار می گردد و عقیده اش به آن ثابت می گردد.

«سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ»[فصلت/۵۳].

«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّمَاء مِن مَّاء فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخِّرِ بَيْنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ»[بقره/۱۶۴].

منهج قرآن، منهجی عقلی است و ساختار آن یک ساختار منطقی که بین اسباب و مسببات، مقدمات و نتایج ارتباط برقرار می کند تا عقل انسانی بر شناخت بعضی از اسرار وجود و دفاع از عقیده توحید، قادر گردد به همین دلیل است که می بینیم قرآن با اهل ادیان دیگر وارد گفتمان عقلی شده تا با حجت بلیغ، فساد اعتقادات آنها را بیان نماید، مثلا با بت پرستان چنین باب گفتگو را باز می نماید: «أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ»[صافات/۹۵].

آیا ممکن است انسان عاقل چیزی را که ساخته است و با دستانش آن را تراشیده و شکل داده بپرستد؟!

حقیقتا کسی شایسته پرستش و عبادت است که خالق باشد و بر مخلوقاتش قادر و عالم باشد و اینکه خودش مخلوق باشد.[۳]

دکتر سهیر فضل الله ابو وافیه در این باره می گوید: (این شریعت اسلامی چه از نزد خداوند و چه از نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم باشد، در درجه اول حرفش قرار دادن منهج عقلی صحیح برای مسلمین است تا مسلمانان بر آن منهج طی طریق نمایند و از آزادی اندیشه و تعقل صحیح دفاع نمایند)[۴]

به همین دلیل است که پیامبر صلی الله علیه وسلم اصحابش را به خاطر مشورت و نظرخواهی از آنها را جمع می نمایید تا یارانش با آزادی کامل و استقلال فکری به ارائه نظریات خود بپردازند و می بینیم که شرح صدر پیامبر صلی الله علیه وسلم به حدی بوده که برخی از اصحاب از حد مشورت نیز جلوتر رفته اند به عنوان مثال عمر بن خطاب روزی سوای مشورت پیامبر صلی الله علیه وسلم می گوید: ای محمد، به زنانت بگو حجاب را رعایت کنند. پیامبر صلی الله علیه وسلم در جوابش می گوید: هنوز به این کار امر نشده ام. امیر المؤمنین عمر رضی الله عنه بخاطر بصیرتی که خداوند به او داده بود می دید که زنان پیامبر صلی الله علیه وسلم دارای جایگاه و منزلتی هستند که سایر زنان ندارند پس لازم است که محجبه باشند بنابراین خداوند صواب رأی عمر رضی الله عنه را آشکار می کند و این آیه را بر پیامبر صلی الله علیه وسلم نازل می کند:

«يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ ۚ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»[احزاب/۳۲]. یا این علی بن ابی طالب است که در جریان افک أم المؤمنین عایشه رضی الله عنها به پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: (زنان آنجا زیاد بودند) و با این حرفش نشان داد که دوست ندارد پیامبر صلی الله علیه وسلم، عایشه رضی الله عنها را بخاطر این جریان طلاق دهد. سپس علی رضی الله عنه به جواب جاریه اشاره می کند – وقتی که از جاریه همراه عایشه رضی الله عنها جریان را پرسیدند، جاریه در جواب گفت: (قسم به خدا، من به غیر از خیر چیز دیگری نمی دانم) – و می گوید: ای پیامبر حرف این جاریه را قبول کن. علی رضی الله عنه آنقدر از حرف مردم در این باره خشمگین بود که خداوند آیه نازل نمود و فرمود: «وَلَوْلا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ * يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ» [نور/۱۷-۱۶]

عقلانیت در اندیشه اسلامی

داستان فرستادن معاذ بن جبل رضی الله عنه به یمن نیز خود گواهی بر آزادی تفکر و اندیشه در اسلام است. وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم می خواهد معاذ بن جبل را بفرستد به او می گوید: به چه حکم می کنی؟ معاذ می گوید: به کتاب خدا و اگر در آن نیافتم به سنت رسول خدا، پیامبر صلی الله علیه وسلم بار سوم می فرماید: اگر در سنت نیافتی؟ معاذ می گوید: اجتهاد می کنم.

در این هنگام پیامبر صلی الله علیه وسلم خدا را شکر می کند و برای معاذ دعای خیر می کند. این اجتهاد کردن معاذ می تواند آغازی برای یک تعقل آزاد اسلامی باشد. و یا زمانی که جاریه ی خثعمیه از پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد فریضه حج پدرش سؤال می کند و می گوید پدرم پیر و ناتوان است آیا می توانم به جای او حج کنم، پیامبر صلی الله علیه وسلم در جواب او اجتهاد کرده و به وی می گوید: آیا اگر بر پدرت دینی بود و تو آنرا پس دادی از گردن پدرت ساقط نمی شد، پس حج نیز چنین است. این قیاس توسط پیامبر صلی الله علیه وسلم همان اجتهاد براساس تفکر و رأی است به همین خاطر پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: « من گاهی بین شما بر مبنای رأی و نظرم در مواردی که وحی نازل نشده، قضاوت می کنم» . که پیامبر صلی الله علیه وسلم در اکثر این اجتهادهایش به صواب رسید و گاهی هم خطا می کرد و خداوند خطاهایش را به او گوشزد می نمود. همچنانکه در آیه ۶۷ سوره انفال رد مورد جریان اسیران نظر حضرت ابوبکر رضی الله عنه را که فدیه گرفتن از اسیران بود برگزید ولی بعدا خداوند در این آیه نظر حضرت عمر رضی الله عنه که کشتن تمام اسیران بود به پیامبر صلی الله علیه وسلم گوشزد می کند. و یا در سوره مجادله آیات (۱و۲) در مورد قضاوت پیامبر صلی الله علیه وسلم بر ظهار زنی دوباره خطای پیامبر صلی الله علیه وسلم را تصحیح می نماید.

آیات دیگری با همین مضمون وجود دارند ولی با وجود نزول این آیات، باز پیامبر صلی الله علیه وسلم از اندیشه و اجتهاد خودداری نکرد و خود رسول الله صلی الله علیه وسلم الگویی برای مسلمانان شد تا مسلمانان هم از ترس خطا کردن، تعقل و تفکر در نصوص قرآن و سنت را تعطیل ننمایند.[۵]

دکتر مصطفی عبدالرزاق می گوید: «در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم عده زیادی از اصحاب فتوا می دادند. اشخاصی چون: ابوبکر، عمر، عثمان، علی، عبدالرحمن بن عوف، عبدالله بن مسعود، أبی بن کعب، معاذ بن جبل، عمار بن یاسر، حذیفة بن یمان، زید بن ثابت، ابوالدرداء، أبوموسی اشعری و غیره.» اگر این مباحث و مواردی که بیان شد دلالت بر عقلانیت دین اسلام و احترام گذاشتن به عقل در دین اسلام نباشد پس آنها را بر چه چیزی می توان حمل کرد.

بنا بر این اوصاف، مشخص می گردد که اسلام براساس اندیشه ی تعقل و تفکر و اجتهاد در مسائلی که نصی بر آنها نیست بنا شده است و پیامبر صلی الله علیه وسلم و اصحابش رضی الله عنهم و اهل سنت و جماعت بعد از آنها بر مبنای عقل اجتهاد کرده اند و به رأی و نظر عمل کرده اند و عقل در مسائلی که نصی در مورشان نیست، به عنوان پایه ای از تشریع اسلامی محسوب گردیده است».[۶]

__________________________________

[۱]- دنیا، التفکیر الفلسفی فی الإسلام، ص۳۳۹٫

[۲]- محمد اسماعیل، القرآن والنظر العقلی، ص۶۴، القرضاوی، العقل و العلم فی القرآن

[۳]- عبیدات، الدلالة العقلیة فی القرآن، ص۹۸-۸۵٫

[۴]- ابو وافیه، الفکر الإسلامی یرد علی المستشرقین، ص۳۷٫

[۵]- ابو وافیه، الفکر الإسلامی یرد علی المستشرقین، ص ۴۰-۳۸٫

[۶]- عبدالرزاق، تمهید التاریخ الفلسفه الإسلامیة، ص۱۵۶٫

درباره ی علی صارمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Captcha loading...