خانه / انتشارات / خطبه های جمعه / عوامل گرایش جوانان به مسیحیت و زرتشتیت
عوامل گرایش جوانان به مسیحیت و زرتشتیت

عوامل گرایش جوانان به مسیحیت و زرتشتیت

گاهی می شنویم که فلان جوان مسیحی شده است یا اینکه مردم تمایل پیدا کرده اند به اینکه دین خود را تغییر دهند و گاهی نیز کسانی خودشان این کار را انجام نمی دهند اما در حرفهایشان می توان خواند که اینها هم بی علاقه نیستند و تردیدهایی حداقل در درونشان وجود دارد که مسیحیت یا زرتشتیت هم چه بسا خوب باشد و گاهی حتی پیش خودشان مقایسه ای را هم انجام می دهند که مثلا مسیحیت چیزی کمتر از اسلام ندارد و شاید در بعضی زمینه ها بهتر هم باشد.

افراد در این میان دو گروه هستند:

یک گروه این حرف ها را می زنند و دینشان را هم تغییر می دهند که شاید کمتر باشند.

اما گروهی دیگر هستند که این به عنوان یک شبهه ذهنی در درونشان وجود دارد هر چند در عمل آنرا پیاده نمی کنند.

قدر مشترک هر دو گروه این است که چرا باید اینچنین فکری در ذهن مسلمان بیاید.

آیا مشکل از دین اسلام است یا جذابیت دیگر ادیان باعث شده است که مردم را به طرف خود جذب کند یا اینکه عوامل دیگر در این میان دخیل هستند. شاید مناسب باشد بگوییم عوامل مختلفی دخیلند.

دو آیینی که مردم بیشترین گرایش ها را به سمت آنها از خود نشان می دهند دین مسیحیت و دین زرتشت است.

دین مسیحیت بصورت عام و جهانی است و دین زرتشت بیشتر مخاطبانش ایرانی ها و فارسی زبانان هستند.

به دین مسیحیت اگر نگاه گذرایی داشته باشیم متوجه دو اصل می شویم:

مبنای دین مسیحیت بر دو اصل است: ۱- صلیب ۲- محبت

توضیح این دو اصل مسیحیت این است که: عیسی مسیح علیه السلام به صلیب آویخته شد تا اینکه فدای دیگران شده باشد، زیرا آدم و حوا از آن درخت ممنوعه خوردند و دچار گناه شدند، لهذا به صلیب آویخته شدن مسیح، جهت بخشش گناه تمام بشریت است. به این ترتیب عیسی خودش را فدای تمام بشریت کرده است.

اصل دوم اعتقادی ایشان: محبت عیسی شرط بخشش گناه است.

چه چیزی باعث شده که مسیحیت این دو اصل را به عنوان شالوده دین خود قرار دهند: شانه خالی کردن از زیر تکالیف الهی و دور زدن دین.

این باعث شده است که اینها جهت دین را به سوی محبت یک شخص تغییر بدهند. و می دانید که در مسیحت تکلیف منظم شرعی نداریم. دینداری در نزد مسیحت خلاصه می شود در اینکه یک انسان مسیحی در یک روز خاص نزد روحانیون مسیحی به گناهانش اعتراف کند … واعتراف کردنش به گناهان باعث بخشیدن تمام گناهانش می شود.

گاهی برای اینکه گناهی بخشوده شود لازم است مبلغی نقدی هم پرداخت شود به همان روحانیون مسیحی، ودین مسیحی در همین خلاصه شد: محبت عیسی داشته باش وارد بهشت می‌شوی.وقتی که این دید حاکم باشد آیا مانعی برای گناه کردن باقی می‌ماند خیلی راحت طرف گناه می‌کند چون راه بخشش مشخص است. این می‌شود جذابیت و به انتظار توبه نمی نشیند که به درگاه الله توبه بکند.

ما در دین اسلام برای پرهیز از گناه دو اصل داریم:

یک اینکه خداوند برای ما گناهان را برمی شمرد و دوم عقوبت های گناه را هم مشخص می‌کند. گاهی در این دنیا (عقوبت های مادی دنیوی) و گاهی نیز در آخرت (عقوبت هایی که بوسیله آتش جهنم خواهد بود).

حال اگر یک جوان را که به گناه علاقه دارد مختار بگذاریم بین این دو کدام را قبول می‌کند؟ قطعا مسیحیت را می‌پذیرد، چون محدودیتی نیست و خیلی راحت می‌تواند گناه بکند. این مثال، مثال مسیحیتی است که امروزه آوازه‌اش گوش فلک را کر کرده و برخی او را به عنوان یک دین ممتاز و برتر معرفی می‌کنند.

یا دین زرتشت که ایرانی ها با آن تعصب ملی باعث شده است که نسبت به آن بسیار حساس باشند در حالی که اگر به این دین مراجعه شود که به دین اخلاق و یگانه پرستی نیز معروف است، خواهیم دید که واقعا همه اینها در حد یک حرف بیشتر نیست.

اساس دین زرتشتی بر سه اصل استوار است: پندار نیک،کردار نیک، گفتار نیک.

سؤال اینجا مطرح می شود آیا کسی از عقلا و حکماء غیر از این گفته است؟ آیا حرف خوب زدن بد است یا کردار خوب، یا اینکه نیت خوب را کنار بگذارد و نیت بد را برجسته کند، لهذا این سه اصلی که به عنوان اصول اخلاقی برای زرتشتی بیان می کنند و آن را مظهر برتری بر تمام ادیان آسمانی می دانند در اصل سه اصلی است که بشر قبول دارد و نیازی به دین نیست و هر انسان عاقلی این را می پذیرد. به اسلام مراجعه بکنیم آیا اسلام غیر از همین است. این همه توصیه های اخلاقی، که در حد ادعا نیست بلکه برای تک تک اصول اخلاقی و موارد اخلاقی در قرآن آیه داریم، و اگر قرار باشد که ما زرتشتی را به عنوان دین اخلاق برتر از دیگر ادیان قرار بدهیم ما در جواب طرف می گوییم آنچیزی که شما کلیاتش را به عنوان اصل دینت قرار می دهی ریز ریز وجزئیاتش به عنوان فرامین و واجبات و تکالیف دینی در اسلام وجود دارد حال کدام یک از این دو برتر از دیگری است؟!
یا یکی دیگر از اعتقادات مهم دیگر در نزد زرتشت یگانه پرستی است. زرتشیتی ها معتقدند به اینکه خدا یکی است، خدایی است که اهورا مزدا نام دارد .
به همین خاطر به ما می گویند شما قائل به خدای یگانه ای هستید که ما هم می پرستیم پس تفاوت چیست؟ این هم با نگاه قرآن متوجه می شویم تفاوت کجاست.

زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم به مشرکین فرمودند: خدا یکی است آیا از او پذیرفتند؟ خیر. هیچگاه از او نپذیرفتند.
خداوند در قرآن اثبات کرد که من یکی بیشتر نیستم؛ اما در آیین زرتشتی و کتاب مقدسشان کجا آمده که خدا باید یکی باشد و کجا در رابطه با قدرت آن خدای یگانه شان صحبت شده است. این همان است که اول عرض کردم: دغدغه ذهنی بشر.
پروردگار می فرماید: «لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا» [أنبیاء/۲۲] اگر در زمین و آسمان غیر از الله خدای دیگری وجود داشته باشد حتما زمین و آسمان را فساد فرا می گیرد. چون این مطلب را طرف فهمیده است یک إله فرضی در ذهن خودش بوجود آورده است. و همه دغدغه های ذهنیش را به او نسبت داده است به این ترتیب می گوییم تفاوت یگانه پرستی در زرتشتیت با یگانه پرستی در اسلام در این است که یگانه پرستی در زرتشتیت یک ادعا، خیال و توهم است اما در اسلام یگانه پرست

یگانه پرستی در زرتشتیت با یگانه پرستی در اسلام در این است که یگانه پرستی در زرتشتیت یک ادعا، خیال و توهم است اما در اسلام یگانه پرستی ادعا نیست بلکه یک اصل اثبات شده است. اصلی که خداوند در جاهای متعددی آن را اثبات کرده است. خداوند می فرماید: « أَوَلَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ…» [عنکبوت/ ۱۹-۲۰]
آیا نمی بینند که خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرد و چگونه از نو آن را از سر می گیرد همانا آن برخداوند آسان است، بگو: در زمین سیر کنید پس بنگرید که خداوند چگونه هستی را اغاز کرد سپس خداوند چگونه باز آفرینی می کند همانا خداوند بر همه چیز تواناست.

و یا در جایی دیگر خداوند خود را معرفی می کند و می فرماید: «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ»[الحدید/ ۳] الله اول است و آخر است و ظاهر است و باطن.

«سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» [فصلت/ ۵۳]: آیاتمان را در آفاق و انفس به آنها نشان دادیم تا اینکه بیان شود وبدانند الله حق است.

حداقل این حرف را ما امروزی ها بهتر می فهمیم. امروزه یک دانش آموز دبستانی وقتی از ما سؤالی می پرسد بدون دلیل حرف ما را قبول نمی کند دقیقا عین همان ادعای زرتشت است خدائی که غیر از ادعا هیچ نمادی دیگر ندارد ومجموعه کتب مقدس زرتشت را نگاه کنیم، هیچ نمادی از این خدای یگانه پیدا نمی کنید مگر یک ادعا که یک شخص مطرح کرده است.

اما نکته ی آخر اینجاست که واقعا چه چیزی سبب چنین تفکراتی در ذهن می شود؟ علاوه بر این جذابیت های دروغینی که در برخی از این ادیان وجود دارد و روی آن تبلیغ هم می شود حداقل می توان به سه عامل اشاره کرد:

۱- جهل:

جهل نسبت به اسلام، واقعا ما چقدر می توانیم اسلام را بشناسیم و واقعا ما چقدر قدرت این را داریم که ادیان آسمانی دیگر را با هم مقایسه کنیم و بعد به نتیجه برسیم که کدام بهتر است.
شرط اول مقایسه کردن ادیان مختلف این است که ما نسبت به همه آنها اطلاع خوبی داشته باشیم.
جهل نسبت به اسلام باعث شده است که از این سادگی و نادانی جوانان های مسلمان خیلی انسان های زیرک استفاده کنند. آنها را در مواجهه با شبهات متعددی قرار بدهند و راه نجات از همه این شبهات را پیروی از دین خودشان یعنی همان دین مسیحیت و زرتشتیت بدانند

۲- نابسامانی های مادی و معنوی موجود بین مسلمانان

از اوضاع کنونی مسلمانان گرفته تا اختلافات عقیدتی وفقهی و فکری که بین مسلمانان وجود دارد، همه اینها باعث شده است که یک دلزدگی بین مردم بوجود آید و طرف ترجیح بدهد که من مسیحی ساده بی تکلفی باشم بهتر از این است که خود را درگیر اختلافات مسلمانان بکنم.اگر من یک مسیحی بی لیاقتی هم باشم بهتر از این است که به من تهمت مسلمانی بزنند و بگویند که تو وابسته به فلان فرقه هستی و با این حربه آنان را فریب دهد

۳- تکلیف گریزی انسان ها:

ذات انسان ها همیشه در فکر این است که کمترین تکلیفات را انجام دهد، هر دینی که کمترین تکلیف ها را متوجه او می کند آن برایش شیرین تر و جذاب تر است.
در همین دو مثالی که عرض شد یعنی دو دین مسیحیت و زرتشت، بنگریم تا چه اندازه انسان ها را مکلف قرار می دهند، مسیحیت را عرض کردیم که تمام دینش خلاصه شد در اینکه نسبت به عیسی محبت داشته باشند.حالا گاهی ممکن است در نهایتش هزینه هم بکنند و هیچ تکلیفی دیگر متوجه آنها نمی شود. در دین زرتشت که همه ی آن شعار است به عنوان مثال در زرتشت روزه وجود ندارد به این دلیل که جناب زرتشت گفته است روزه نگیرید چون شما را ناتوان می کند و مانع انجام کارهای روزمره ی شما می شود این هم دلیل فلسفی این آقا، برای اینکه پیروانش را معاف بکند از اینکه روزه بگیرند.

طبیعی است آن انسان تنبلی که می خواهد به یک بهانه از زیر حکم خارج بشود زرتشتی می شود. تکلیف گریزی مهم ترین عامل است برای اینکه مسلمان ها حاضر باشند دین خودشان را رها بکنند وحرکت بکنند به سوی چیزهای دیگر.
این مواردی است از انگیزه هایی که با آن جوانان را به سوی خودشان جذب می کنند و البته موارد مهم دیگر هم وجود دارد که مجال مستقل می طلبد تا انسان در رابطه با آنها سخن بگوید، مانند پیشرفت های مادی غرب.

غرب وقتی در علوم امروزی پییشرفت می کند فوری مردم این را انحصارش می دهند به دینشان و اگر مسلمانان در قرون امروزی عقب مانده اند فوری این را نسبت می دهند به دین اسلام یعنی تفکر کاملا غلط ولی ما چه بکنیم که مسلط شده است.
اصلاح این تفکر خودش قصه ی درازی است. خداوند به ماتوفیق دهد حقیقت آنچه مکلف به انجامش هستیم را بدانیم قبل از اینکه فریب مبانی اعتقادی دیگر ادیان را بخوریم.

درباره ی مدیر سایت

همچنین ببینید

خطبه جمعه مسجد جامع  اهل سنت داماهی بندرعباس (22 دیماه ۱۳۹۶)

خطبه جمعه مسجد جامع اهل سنت داماهی بندرعباس (۲۲ دیماه ۱۳۹۶)

●▬▬▬▬๑۩۩๑▬▬▬▬▬● تاریخ خطبه: ۲۲ دیماه ۱۳۹۶ خطیب: شیخ سید محمد صالح مهجور  موضوع: دفاع از دین مکان: مسجد جامع …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Captcha loading...