ziyaei9

زندگی نامه شیخ محمد ضیایی

قال الله تعالی: «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا» (أحزاب/۲۳) در میان مؤمنان مردانی هستند كه با خدا راست بوده اند در پیمانی كه با او بسته اند. برخی پیمان خود را بسر برده اند (و شربت شهادت سر كشیده اند) و برخی نیز در انتظارند (تا كی توفیق رفیق می گردد و جان را به جان آفرین تسلیم خواهند كرد). آنان هیچگونه تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود نداده اند (و كمترین انحراف و تزلزلی در كار خود پیدا نكرده اند.)

ولادت، خانواده و تربیت اسلامی

شیخ محمد ضیایی فرزند محمد صالح فرزند محمد فرزند محمد صالح فرزند اسماعیل فرزند شمس الدین روز چهارشنبه ۱۳ تیر ماه ۱۳۱۸ (هـ.ش) مطابق با ۱۷ جمادی الاولی ۱۳۵۸ (هـ.ق) در خانواده ای مومن و متدین در روستای هود از توابع بخش اوز لارستان فارس متولد شد. پدرش حاج محمد صالح امام جماعت روستا بود و همچنین اجدادش تا پنج پشت امام جماعت و قاضی هود بودند. مردم اختلافات، مسائل و مشكلات دینی و اجتماعی خود را نزد او حل می كردند و بدین سبب او را قاضی می نامیدند حاج محمد صالح علوم دینی را در مدرسه شیخ احمد فقیهی در شهراوز فرا گرفته بود. بسیار مطالعه می كرد و به دلیل حافظه قویش از معلومات دینی، تاریخی و ادبی خوبی برخوردار بوده و از این نظر سرآمد بزرگان منطقه به حساب می آمد.

مسجد جامع روستا را خود اداره می كرد و خودش اذان می گفت: می گویند صدای بسیار رسایی داشت به گونه ای كه صدای اذان او از فاصله ۵ كیلومتری -در آن زمان بدون بلندگو- شنیده می شد. به تربیت فرزندانش بسیار اهمیت می داد و با وجود اینکه به كشاورزی و باغداری هم مشغول بود اجازه نمی داد حتی یك وعده نماز جماعت مسجد از او فوت شود. مادر شهید نیز از خانواده ای متدین و اهل علم از شیوخ روستای هَرم بود. شیخ محمد ضیایی در چنین محیطی و زیر نظر چنین پدر و مادری پرورش یافت.

2

در جستجوی علم و دانش

دوران كودكی را در روستای خود پشت سر گذاشت، مدت یك سال یا بیش در روستای بیدشهر در مكتبخانه مرحوم سید عقیل كاملی – دایی مادرش- به فراگیری قرآن مشغول بود. چهار سال از دوران دبستان را در روستای كوره سپری كرد. پس از آن به تشویق پدرش به مدت ۴ سال در مدرسه دینی اوز – مدرسه شیخ احمد فقیهی – به تحصیلات دینی پرداخت. سپس به اصرار خودش و تشویق مادرش به قصد ادامه تحصیلات دینی راهی خارج از كشور شد. در ابتدا پدرش مخالف خارج رفتن وی بود و اصرار داشت كه او تحصیل علوم دینی را در همان مدرسه اوز به پایان رساند و در غیر اینصورت به كشاورزی و باغداری مشغول شود. اما اصرار شهید برای تحصیل در مدینه منوره و پشتیبانی مادرش باعث شد تا پدرش در سال ۳۵ یا ۳۶ شمسی او را به قطر بفرستد. در آن زمان شیخ ۱۷ یا ۱۸ ساله بود. مدت ۶ ماه در آنجا مشغول كار بود. تا اینكه شیخ صدیق منصوری كه پیش از او از روستای كوره برای تحصیل به مدینه رفته بود ضمن نامه ای به شهید خبر می دهد كه برای او در مدینه منوره مجالی برای درس خواندن مهیا کرده است و بهتر است هرچه زودتر راهی مدینه شود. شهید برای كار، قرارداد یكساله داشت اما پس از دریافت نامه در حالیكه شش ماه از قراردادش گذشته بود بدون گرفتن حقوق، كارش را رها كرده و همراه كاروان حج از قطر رهسپار مدینه منوره گردید.

سال ۱۳۳۶ هـ.ش در سن ۱۸ سالگی وارد مدینه شد. تحصیلات خود را همراه با شیخ صدیق منصوری بصورت غیر رسمی شروع می كند. در آن زمان هنوز دانشگاه مدینه افتتاح نشده بود ابتدا در مدرسه «دارالحدیث» درس می خواندند. بیشتر علوم دینی را در حلقه های درسی كه علمای مدینه در حرم نبوی تشكیل می دادند فرا گرفتند. این حلقه های درس در روضه مسجد النبی برگزار می شد. در آن مكان شریف صحیح بخاری، صحیح مسلم، سیرت و تفسیر را نزد شیخ محمد مختار شنقیطی آموخت. «احیاء علوم الدین» امام محمد غزالی را نزد شیخ ابراهیم خُتَنی كه اصلیتش بخارایی و فارسی زبان بود فرا گرفت. در حلقه درس حدیث در هر جلسه حدیث جدید را با شرح و تفسیر و دلایل می خواندند و در جلسه بعد از اول شروع كرده تا به حدیث جدید می رسیدند. شیوه درس خواندنشان به گونه ای بود كه شهید پیش از ورود به دانشگاه چندین بار صحیح بخاری و صحیح مسلم را دوره كرده بود. و حفظ قرآن را زیر نظر استاد حفظ در روضه شریف شروع کرده بود به صورتی که پیش از ورود به دانشگاه حافظ كل قرآن شد. ۴سال بدین شكل بصورت غیر رسمی علوم دینی را كسب كرد یكی از هم دوره های عرب ایشان در دانشگاه مدینه پس از شهادتش در مورد وی گفته بود: دخل الجامعة و هو مجتهد.

ziyaei-5

وقتی در سال ۱۳۴۰ هـ.ش دانشگاه مدینه افتتاح شد، شهید جزء اولین گروه دانشجویان این دانشگاه بود. شهید ضیایی و شیخ صدیق منصوری تنها ایرانیان دانشگاه مدینه بودند. و به تشویق و تاكید شهید، برادرش شیخ عبدالوهاب ضیایی نیز دو سال بعد به مدینه رفت و به عنوان سومین ایرانی وارد دانشگاه مدینه شد. دانشگاه مدینه شامل چهار بخش مقدماتی، اعدادی، ثانوی و دانشگاه بود. شهید ضیایی از دوره ثانوی شروع به تحصیل كرد كه معادل دوره دبیرستان ایران است. تحصیلات دانشگاهی را در رشته شریعت گذراند. در طول تحصیلات همواره جزء دانشجویان ممتاز بود. به اندازه ای به زبان عربی مسلط بود كه خود می گفت: «در مدینه وقتی عربی صحبت می كردم كسی متوجه ایرانی بودنم نمی شد.»

پس از ۸ سال با مدرك لیسانس در رشته شریعت با درجه جید جداً (بسیار عالی) از دانشگاه مدینه فارغ التحصیل شد. از جمله اساتید وی در دانشگاه: عبدالمحسن عباد، شیخ عبدالعزیز بن باز (رئیس دانشگاه)، شیخ محمد امین شنقیطی، شیخ عطیه محمد سالم، شیخ ابوبکر جزایری و شیخ عمر فلاته بودند، لازم به ذكر است كه شهید در تمام مدت تحصیل و اقامت در مدینه منوره از حمایتهای مالی و غیر مالی و راهنمایی های مرحوم شیخ عبدالرحیم انصاری یكی از علمای ایرانی ساكن مدینه برخوردار بودند. شهید ضیایی در مجموع حدود ۱۳ سال در مدینه منوره اقامت داشتند و در این مدت ۱۳ بار به سفر حج مشرف شد.

1452

بازگشت برای ترویج هدایت و روشنگری

شهید در سال ۱۳۴۷ هـ.ش به ایران بازگشت و یكسال در روستای خود -هود- ماند. در همین سال اولین نماز تراویح با ختم كل قرآن به امامت وی در روستای قلات برگزار شد. سپس به منظور استخدام در آموزش و پرورش راهی تهران شد. در آنجا سه شهر تهران، مشهد و بندرعباس را به منظور تدریس در دبیرستان به او پیشنهاد كردند. شهید به تشویق و راهنمایی فرد بزرگواری بنام عبدالرحمن فرامرزی، بندرعباس را انتخاب كرد. از سال ۴۸ مقیم بندر عباس شده و به عنوان دبیر دبیرستانهای بندر عباس شروع به تدریس دروس عربی كردند. از سال ۴۸ تا سال ۵۷ تقریبا هر سال به عنوان مدیر كاروان حج به سفر حج می رفتند. مجموعا در طور عمرشان بیش از ۲۰ بار به سفر حج رفته اند كه آخرین بار پس از انقلاب بوده است. پس از بازگشت به ایران، شهید تلاش خود را برای فرستادن جوانان و نوجوانان اهل سنت به منظور تحصیل به دانشگاه مدینه آغاز كرد و تا چند سال به این كار ادامه داد. تعداد كسانی كه ایشان زمینه تحصیلشان را در مدینه فراهم نمود بسیارند. از جمله آنها علمای برجسته ای چون شیخ عبدالكریم محمدی، سید احمد یگانه، شیخ صالح انصاری، شیخ محمد صالح پردل و … را می توان نام برد. از سال ۴۸ تا ۷۲ هر سال امامت نماز تراویح که هر شب یک جزء و نماز قیام را که سه جزء در آن قرآن تلاوت می کرد در مسجد گله داری بندرعباس به عهده داشت. و تمام این سالها در رمضان، هر شب پس از نماز تراویح سخنرانی می كردند كه اكثرا بصورت پرسش و پاسخ بود، كه مشتاقان زیادی داشت. به صورتی که غالب سخنرانی های ایشان ضبط و تکثیر می شد.

ziyaei-3

مبارزه با جهل، بی دینی و نفاق

وقتی شهید از سال ۴۸ فعالیت مذهبی خود را شروع كرد با مردمی روبرو بود كه از دین و مذهب چیز زیادی نمی دانستند و زمینه بی دینی و گمراهی با توجه به وضعیت پیش از انقلاب، فراهم بود. از همان ابتدای فعالیت همواره با تهدیدات، تمسخرها و مخالفت های افراد بی دین و منافق روبرو بود. از جمله این افراد، كسرویها و بهایی ها بودند كه مدتی بود در میان اهل سنت نفوذ كرده و پیروانی داشتند شهید یكی دو سخنرانی تند علیه آنها ایراد نمود، مانند : انتقاد شدید از جماعت مسجد در مورد شرکت کردن در تشییع جنازه چنین افرادی که منجر به توطئه ای شد كه در سال ۵۳ علیه وی طرح ریزی كردند. در این حادثه شیخ ضیایی با خوردن شربتی مسموم در خانه یكی از این افراد دچار ناراحتی اعصاب شد. پس از مدتی تحمل بیماری، در شیراز تحت درمان قرار گرفت و بعد از سه – چهار ماه مشكلات روحی روانی بهبود یافت.

ziyaei-1

تاسیس مدرسه علوم اسلامی اهل سنت و جماعت در بندرعباس

در سال ۱۳۶۰ هـ.ش مدرسه علوم اسلامی اهل سنت و جماعت بندر عباس را با تشویقات و حمایت های مالی حاج ابراهیم عباسی و تشویقات شیخ مصطفی کهتویه تاسیس كرد. اگر چه ابتدا با مخالفتهایی روبرو شد، اما با حمایت جناب آقای حقانی نماینده وقت بندر عباس در مجلس توانست اجازه تاسیس مدرسه را بگیرد. تنها گردانندگان مدرسه در بدو تاسیس شهید ضیایی و مولوی محمد حسین واحدی (افغانی) بودند و تعداد طلبه ها در این سال ۳۰ نفر از مناطق مختلف جنوب بودند. دروسی كه خود شهید تدریس می كرد، تفسیر، حدیث، سیرت، نحو و میراث بود. مدرسه ایشان اولین مدرسه اهل سنت در ایران بود كه كلاس بندی شده و طلاب دروس دینی و دولتی را با هم می خوانند. در سایر مدارس در آن زمان هر چند سابقه بیشتری داشتند فقط دروس دینی را می خواندند.

شهید اكثر اوقات خود را در مدرسه می گذراند فاصله منزلش تا مدرسه حدودا پنج كیلومتر بود اما با این وجود بیشتر نمازها را در مدرسه با طلاب می خواند. رابطه خوبی با طلبه ها داشت و در مواقع لزوم برای آنها به منزله پدر بود. به گونه ای كه شاگردانش مشكلات خانوادگی، مالی و … خود را نیز با وی در میان می گذاشتند. او معتقد بود كه مدرسه را خدا اداره می كند و نه شخص خاصی. و وجود یا عدم وی هیچ مشكلی در روند اداره مدرسه ایجاد نخواهد كرد. همواره می گفت: «هر چه دارم از بركت مسجد رسول الله و مدینه منوره است، اگر خوبی می بینید از بركت آیات و احادیثی است كه در روضه خوانده ام و اگر بدی می بینید از خودم است»، مدرسه بیش از هر چیزی برایش اهمیت داشت. و معتقد بود اداره مدرسه باید توسط شورای مدرسین باشد نه شخص واحد. و بر همین اساس مدرسه به صورت شورایی با مدیریت خود ایشان اداره می شد.

ziyaei-2

سلوك اخلاقی و كمالات انسانی و ایمانی شیخ شهید

رابطه شهید با مردم بسیار خوب و به صله رحم بسیار اهمیت می داد. در حل و فصل مشكلات نیازمندان نهایت تلاش خود را می كرد. با افرادی كه بنیه مالی ضعیفی داشتند به گونه ای بر خورد می كرد كه هرگز احساس حقارت نمی كردند. اما به یقین آنچه بیشترین تاثیر را بر مردم بخصوص جوانان می گذاشت سخنرانیهای جذاب و جامع ایشان بود. موضوعات سخنرانی ایشان همواره بر محور تبلیغ دین وعقائد اهل سنت و بیان شیوا و درس آموز تاریخ اسلام قرار داشت. هرگز در هیچ سخنرانی و هیچ خطبه ای به هیچ مذهب و فرقه ی اسلامی توهین نمی كرد. شهید معتقد بود برای تبلیغ دین هیچ نیازی به كوبیدن و توهین نیست. در همه چیز میانه رو بود. با وجودی كه اكثر خطبه های جمعه را خود ایراد می كرد، اما هر گز از این جایگاه برای توهین به سایرین استفاده نكرد و لیكن ظاهرا آنچه برای منافقین قابل تحمل نبود همان تبلیغ اسلام بود.

هنگام رفع مشكلات دیگران هیج توجهی به مذهب شخص محتاج نمی كرد. به نماز بسیار اهمیت می داد بویژه نماز صبح با جماعت در مسجد. فرزندانش را از هفت-هشت سالگی به مسجد می برد بخصوص برای نماز صبح.

هنگامی كه راهی مسافرت می شد توصیه اش این بود كه: بی نماز نشوید. همواره دوست داشت كه فرزندانش چه دختر و چه پسر تحصیلات عالیه داشته باشند. با بچه ها بسیار مهربان بود و مخالف تنبیه بدنیشان بود. برای سادات احترام خاصی قایل بود. و بطور كلی آنچه باعث محبوبیت و احترام وی نزد دیگران می شد اخلاق و تواضع و فروتنیشان در برخورد با مردم چه شیعه چه سنی بود.

ziyaei-4

خونی كه چراغ هدايت و بيداری را بر افروخت

شيخ محمد ضيايی پس از عمری دعوت. در سن ۵۵ سالگي در روزي ما بين چهارشنبه ۲۲ تيرماه ۱۳۷۳ تا چهار شنبه ۲۹ تيرماه ۱۳۷۳ مطابق با ۴ الي ۱۱ صفر ۱۴۱۵ ه_.ق به درجه رفيع شهادت رسيد. شهادت شيخ آخرين و بزرگترين افتخار در زندگي دنيوي او بود كه به آن نايل آمد.

پس از شهادت او مدرسه اي كه با اخلاص او اداره مي شد استوارتر از هميشه به كار خود ادامه داد و نوارهاي سخنراني او بين مردم دست به دست شد، مراسم تشييع جنازه اي كه مردم براي او ترتيب دادند و نه خانواده وي، بي نظير بود.

نه تنها از طرفداران شهيد كاسته نشد بلكه كساني كه تا آن روز نام ضيايي را هم نشنيده بودند، آن روز شنيدند و مشتاق شناختن او شدند. اغراق نيست اگر بگوييم شيخ ضيايي دائره المعارفي از تاريخ اسلام و احكام اسلامي بود كه جامعه اهل سنت از دست داد. اما بدون شك شاگرداني از خود بجاي گذاشت كه توانستند جاي خالي او را پر كنند.

***********

دنیا و هـر چـه بـود به دنیـا نهاد و رفت

چـون لاله داغ بر دل صحـرا نهاد و رفت

مــثل عـبــور حــادثه از مـــرز التهـــاب

بر روی لحظه های خطر پا نهاد و رفت

مثل نسیـم خـانه به دوش زمـانه بــود

مــا را در کنـارپنجـره تنهـا نهـاد و رفت

وقـت غـروب خـورشید همانند آفتــاب

آیـنــه در مقـابــل فــردا نهــاد و رفــت

گــل بود کـز مهـاجرت ناگـهان خـویش

داغ بهــاره ای بـــر مـا نهـــاد و رفــت

درباره ی مدیر سایت

10 دیدگاه

  1. سلام خدمت همه‌ی دوست‌داران شیخ رحمه‌الله. بنده که اکنون بخاطر نداشتن شیخ در بین خود اشک از چشمانم جاری می‌نویسم. همیشه به تکرار سخن‌رانی‌های جناب شیخ را می‌شنوم. و برای شنیدن سخنرانی هایش دارم همه را تشویق می‌کنم. بنده از افغانستان هستم و اکنون سن من ۲۸ سال است. از ۷ سال بدین سو با سخنرانی‌های شیخ آشنا شدم. اولین باری که سخنرانی های شیخ را می شنیدم و نزدیک بود که همان ۱۳۰ سخنرانی که داشتم تمام شود. گلونم را بغض گرفته بود که بعد از این‌ها دیگر چه بشنوم. از آن مدت بدین سو به تکرار دارم همان ۱۳۰ سخنرانی اش را می‌شنوم و برای زیادی از دوستان و بستگان خود انتقال دادم. الحمدلله باعث هدایت و کسب معلومات زیاد بنده و دوستان زیادی از من شده. اگر به جز همان ۱۳۰ سخنرانی دیگر هم است لطفا برایم لینک‌اش را ارسال نمایید.

    همیشه برای شیخ دعای خیر می‌کنم، و از شیوه و منطق وی برای استدلال‌هایم کار می‌گیرم. شیخ تنها کسی بوده که توانسته قناعتم را در بسیاری از مسائل حاصل کند.

    خداوند وی را غرق رحمت خویش گرداند. و به شما هم جزای خیر بدهد. بنده تصمیم دارم تمام سخنرانی هایش را بنویسم و وب‌سایتی برایش آماده سازم. آیا این کار شده یا نه هنوز. اگر شده لطفا آدرس متن سخنرانی های شیخ را برایم بفرستید.

  2. باسلام
    سخنان شیخ رحمه الله علیه بسیار قابل فهم ومننطق است وبرای هرسخن دلیل هم برا فرد می آورد تا سوالی برای فرد مبهم نباشد.

    رحمه الله علیه

  3. خدای رحمت کند او را

  4. خداوند شیخ رو قرین رحمت خود قرار بدهد
    من هميشه شیخ رو این چنین بین مردم معرفی میکنم که شهید واقعا دانشمند قرن بود اگر ب سخنان شهید دقت بکتید میانه روی در اون ب اشکار دیده میشود و سخنانش راحت بدون هیچ عقیده ای با عقل سنجیده میشود در بین سخنانش تعصب و تندی دیده نميشود امیدوارم ب سخنانشیخ گوش و دقت کنیم

  5. با سلام
    من اهل سنتی از دیار کردستانم. تحصیل کرده و دکتری بی هویت دینی بودم.
    هدایت از خدا جانب آمد و صد شکر که آمد. مسبب و اسبابش را خدا سخنرانی هایی چند
    از شیخ ضیایی و سپس شیخ پردل قرار داد.
    هنوز در پی شاگردی از محضر این بزرگانم. ان شاالله که خداوند سبحان هدایتش را از
    ما بر نگرداند و ستونهایی همچون این عزیزان را در بین مسلمین برکت بخشد.
    روح شیخ ضیایی قرین رحمت سبحان باد.

  6. محسن نژادباسعیدو

    واقعا کسی ما را تنها گذاشت که جامعه اسلام با از دست دادن وی باید به حال خود زار زار بگرید

  7. فرحناز زلفی زاده

    همیشه دعایم این است که فرزندانم را بتوانم با اسلوب شیخ شهید تربیت کنم. وخدا این توفیق را به من و همسرم بدهد که بتوانیم دراین مسیر صبور باشیم.

  8. با سلام ، خداوند ايشان را قرين رحمتش گرداند و با انبياء و صديقين و شهداء و صالحين محشور بگرداند و به ما هم توفيق خدمت كردن به دين خودش را عنايت فرمايد… آمين

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Captcha loading...